گزیده ی اشعار حزین لاهیجی

6,400 تومان

توضیحات

شرح حال حزین لاهیجى

عالمِ شاعر و حکیمِ عارف مولانا شیخ محمّد على لاهیجى متخلّص به ««حزین»» درسال ۱۱۰۳ هجرى در اصفهان متولّد شد. پدرش ابوطالب که مردى باتقوا و دانشمند بوددر سن بیست سالگى به منظور کسب علم و دانش، زادگاه خود را ترک کرده و به اصفهانمهاجرت مى‌کند و سپس براى همیشه در این شهر ساکن مى‌شود و در همین شهر همسراختیار مى‌کند و ثمره‌ى این ازدواج چهار فرزند است که محمد على حزین از همه کوچکتربوده است. پدر شاعر در سن ۶۹ سالگى یعنى در سال ۱۱۲۷ هجرى قمرى به رحمتایزدى مى‌پیوندد. بنابراین، «حزین» پرورش یافته‌ى اصفهان است.او سراینده‌اى استبلند همت، توانا و در فراگیرى دانش خستگى ناپذیر و در عقیده‌ى خویش استوار، لیکنزندگى او بسیار غم‌انگیز و پر ماجراست.

او سخنورى است که در هندوستان شهرتى به سزا دارد ولى متأسفانه در وطن خود چنانکه باید شناخته نشده و حتى در میان اهل شعر و ادب نیز تا مدتى قبل ناشناخته بود و اگرهمت و تلاش استاد دکتر محمد رضا شفیعى کدکنى در معرفى «حزین» نبود، شاید هنوزهم جز لابلاى تذکره‌ها جاى دیگرى نداشت. «حزین» زندگى‌نامه‌ى خود را که در واقعمجسم کننده‌ى زندگى مردم ایران در اواخر دوره‌ى صفوى و اوایل دوره‌ى نادرشاه افشاراست، بصورت مختصر نوشته است.

او در زمانى مى‌زیست که حکومت ۲۵۰ ساله‌ى صفوى عمرش به پایان رسیده و هَرج ومَرج و آشوب سراسر ایران را فراگرفته بود و اصفهان که در عهد پیشینیانِ شاه سلطانحسین، مهدِ علم و هنر و مرکز شعر و ادب بشمار مى‌رفت، حالا نه تنها رونق قبلى خود رااز دست داده و به کانونى از آشفتگى و فساد تبدیل شده بود، بلکه ظلم و ستم شاهبى‌کفایت و فساد درباریان و عُمّال بى‌رحم حکومت، مردم را به ستوه آورده و جان و مال وناموس و حریم انسانها در معرض تجاوز و تباهى قرار گرفته بود. جاى دانشمندان،فیلسوفان و شاعران بزرگ سبک اصفهانى مانند صائب خالى بود.اکنون در چنینموقعیتى که دوران پختگى و کمال شاعرِ بزرگى چون حزین لاهیجى فرا رسیده، محمودافغان به قصد پایان دادن به آخرین رمق حکومت، اصفهان را محاصره کرد و سلطانِناتوان و نالایق نیز نه تنها مقاومت نکرد، بلکه کلید شهر فرمانروایى ایران را به دشمنمهاجم پیشکش کرد.

«حزین» در این زمان شاهد و ناظر هرج و مرج و ناامنى‌هاىِ وطن خویش و محاصره وقحطى و سقوط حکومت صفوى و از دست دادن هموطنان و عزیزان خود در شهراصفهان است و پس از مدتى نسبتا کوتاه به قدرت رسیدن نادر و استبداد و خشونتدستگاه نادرى روح شاعر را مى‌آزارد. در نتیجه، شاعر و عالِم بلند اندیشه که چنینمصائبى را نمى‌تواند تحمّل کند، به رغم عشق و علاقه‌اى که به وطن خود دارد، رنجغریبى و دربدرى و ترک یار و دیار را به ماندن در شهر ترجیح مى‌دهد.

«حزین» به منظور کسب دانش از محضر دانشمندان و ادیبان زمان خود، از اصفهان بهخراسان، عراق، فارس و آذربایجان و حجاز و یمن سفر کرد و سرانجام در هندوستانساکن شد.

این شاعر توانا و حسّاس دوران غُربت و دورى از وطن خود را با چنان واژه‌هایى دلسوز وغم‌انگیز توصیف مى‌کند که خواننده متأثّر مى‌شود. او اقامت خود را در غریبى، از عمر خودبه حساب نمى‌آورد و مى‌گوید:” غم تنهایى و بى‌کسى تاکنون که سال ۱۱۵۴ قمرى است،همواره مونسِ من است و گویا آغاز رسیدن به سواحل این مُلک انجام عمر و حیات بود.”

در مطالعه‌ى شرح حال «حزین» به این نتیجه مى‌رسیم که او شاعرى نیست که درگوشه‌اى به دور از مسائل اجتماعى و سیاسى بنشیند و در عالم تخیّل صرفا به وزن و قافیهبیاندیشد و درد مردم را نادیده انگارد. او در واقع عارفى مردمى و گوینده‌اى در صحنه‌ىروزگار خویش و داراى هدفِ سیاسى و اجتماعى است. چنان شخصیتى دارد که وقتى شاهصفوى از او خواهش مى‌کند که در سفر همراهش باشد، نمى‌پذیرد و شاه را در امورحکومتى هدایت و نصیحت مى‌کند.

در این که «حزین» با حکومتِ نادر مخالف بوده است، تردیدى نیست. به همین سببپس از رسیدن نادر به نزدیک لاهور، شاعر اقامت در آن سامان را به زیان خویش مى‌بیندو به سوى دهلى رهسپار مى‌شود.

بدون تردید «حزین» بزرگترین شاعر روزگار خویش در دوره‌ى بازگشت ادبى است .او پیروسبک اصفهانى (هندى) و از بزرگان این مکتب در عهد انقراض صفویّه است. بسیارى ازغزل‌هاى شاعر در کمال فصاحت و بلاغت و از نظر شور و حال و دقتِ مضمون، در شمارآثار بزرگان این سبک است. با آن که زندگى پرماجرایى دارد، ولى همواره از عشق وشیدایى سخن مى‌گوید و همین زمزمه‌ى عشق است که شعر «حزین» را از سایر

شاعران این سبک ممتاز مى‌کند.

«حزین» در آثار سرایندگان پیش از خود مطالعات وسیع داشته است و به همین سببگاهى در مضمونهاى او و شاعران پیشین، مشابهت هایى دیده مى‌شود. «حزین» علاوهبر سعدى، حافظ، سنایى و مولانا، توجه زیادى به صائب تبریزى داشته است؛ بدون اینکه نامى از این شاعر بزرگ عهد صفوى برده باشد.نمونه‌هایى از این اشعار را با هممى‌خوانیم:

صائب

اگر این است انصاف و مروّت کاروانى را

چه افتاده است یوسف از چَه[۱] کَنعان بُرون آید

 

حزین

به زندان غریبى بایدش خون جگر خوردن

نمىبایست یوسف از چَه کَنعان بُرون آید
صائب

وفا خار ره است ار نه براى آشیان ما

به هر گُلشن که باشد، مُشت خارى مىشود پیدا

حزین

به استغنا[۲] چنین مگذر ز من اى برقِ سنگین دل

مرا در آشیان هم، مُشت خارى مىشود پیدا
نظیرى نیشابورى

به مویى بسته صبرم رشتهىِ تار است پندارى

دلم از هیچ مىرنجد دلِ یار است پندارى

حزین

ز مِضراب[۳] غم نامهربان شوخى فغان سازم

به شیون هر رگ مویم رگ تار است پندارى
حکیم شفایى

باده کز خون نبود آفت جام است اینجا

هر چه افشردهىِ دل نیست، حرام است اینجا

حزین

در مجلس ما خونِ دل است این که به جام است

هر قطره که از دل نتراود، حرام است

*  *  *

آثار بجاى مانده از وى عبارتند از: « سفرنامه حزین، بیست هزار بیت شعر عربى، تذکره‌ىحزین شامل شرح حال و نمونه‌هایى از آثار یکصد شاعر، تاریخ حزین و بخشى از دیواناشعارش» که بخش دیگرى از آن نیز در حمله‌ى افغانها از بین رفته است. سرانجام حزیندر سن ۷۷ سالگى در سال ۱۱۸۰ قمرى در بنارس هند بسوى دیار باقى شتافت. کسانىکه موفق به زیارتِ مرقد این شاعر بزرگ  شده‌اند، اشعار زیر را در سنگ مزار او زمزمهکرده‌اند. روحش شاد و یادش گرامى:

 

زبان دان مُحبّت بودهام، دیگر نمىدانم

همین دانم که گوش از دوست پیغامى شنید اینجا

 

«حزین» از پاى رهپیما بسى سرگشتگى دیدم

سر شوریده بر بالینِ آسایش رسید اینجا

 

[۱] – چاه

[۲] – بى نیازى

[۳] – دام، زخمه

اطلاعات بیشتر

وزن0.123 kg
موضوع

تعداد صفحات

64

شابک

978-964-8479-41-6

قطع

سال چاپ

نوبت چاپ

2

ویراستار، مصحح

,

نویسنده

ناشر

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “گزیده ی اشعار حزین لاهیجی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *