حراج!

کلمات قصار منظوم علی (ع)

8,000 تومان 7,500 تومان

توضیحات

به قلم استاد فقید ملک الشعرا بهار

«آگاهى از مکتبى»

مولانا مکتبی، گویند شیرازی است، آذر بیگدلی مختصر ذکری از او با نام لیلی و مجنونش آورده و مؤلّف مجمع ‏الفصحا نیز همان مضمون را قدری بسط داده و بدون آنکه بر معنی چیزی بیفزاید بر الفاظ افزوده است ــ خلاصه آنکه مکتبی نام شاعری بوده است از مردم شیراز که شغلش مکتب داری و طبع خوش داشته، گاهی غزلی منظوم می‏نموده تا دغدغه‏ ای به خاطرش راه یافت که به طرز نظامی مثنوی خمسه گوید. لیلی و مجنون آغاز نهاد تا طبع را پختگی روی دهد و به دیگر مثنویات روی نهد ندانم توفیق نظم آن مثنویات را یافت و باقی نمانده یا عمرش به امید او وفا نکرد لیلی و مجنون را بس نیکو گفته است.»

اتفاقا در تذکره‏ های دیگری که در عصر صفویه و بعد از آن تدوین شده مانند تذکره‏ ی نصرآبادی ــ تذکره اسحق بیگ و برخی جُنگهای کار هندوستان و غیره خبری از مکتبی نیست و اگر هست همان است که دیدیم. آذر و اسحق بیک چند بیت از غزل‏های مکتبی را ثبت کرده و لله‏ باشی عین آنها را نقل نموده است و آن بیت‏ها به شرح ذیل می‏باشد.

بستر راحت چه اندازیم بهرِ خواب خوش

 ما که چون دل دشمنی داریم در پهلوی خویش

*  *  *

شب روم بر بام آن هم چشم بر روزن نهم

 شیشه بردارم به جایش دیده‏ی روشن نهم

*  *  *

شده روز بی‏خود آن کس که شبت شراب داده

 چو نخفته باغبانی که به گلشن آب داده

*  *  *

آلوده‏ی گردی ز پی صید که گشتی؟

 غرقِ عرقی، از دلِ گرمِ که گذشتی؟

آنچه از لیلی و مجنون مکتبی بیرون می‏آید آن است که وی از مردم شیراز و مکتبی تخلّص داشته و سفری به هندوستان کرده و از راه دریا بازگشته است و در یکی از بنادر غربی پیاده شده و وارد شهری شده که مردمش از تف[۱] خورشید تیره‏ فام بوده ‏اند و معلوم نیست کدام شهر بوده ولی همین‏قدر مسلم است که از شهرهای عمان یا نواحی خلیج فارس بوده است و از دور کوهی را که به او گفته‏ اند کوه بخداست مردم بوی نشان داده ‏اند، و نیز شک نداریم که به سفر مکه یا مدینه نرفته و الا مفتخرا از آن نام می‏برد…و بالاخره تاریخ ختم لیلی و مجنون او در سنه ۸۹۵ بوده است و صاحب فارسنامه گوید وی در مسجد بَردی شیراز که قریه‏ای است بیکفرسنگی شهر به مکتبداری مشغول بوده است. فارسنامه ناصری صفحه ۱۵۱٫[۲]

از آثار خود او بیش از این چیزی به دست نمی ‏آید و حتی مکتب‏دار بودن او هم مستندا معلوم نیست، و تنها این حدس را از روی تخلص او می‏توان درست کرد. و نیز اگر به مسامحه قائل شویم از اشعار لیلی و مجنونش برمی‏ آید که در صدد ساختن خمسه‏ ای مانند نظامی و امیرخسرو بوده است.

تا اینجا اطلاعاتی است که ما از صاحب لیلی و مجنون داریم. اما باید دید صاحب کتاب کلمات قصار منظوم (کلمات عِلیه غرّا) که کتابی است بحر خفیف هم وزن (هفت پیکر) نظامی و بر طریقه (حَدیقه ‏الحدیقه سنایی) کیست؟

شک نیست که گوینده این کتاب نیز مکتبی نام داشته است چنانکه خود گوید:

مکتبی صبر کن بهر سوزی

 کز پس هر شبی بود روزی

*  *  *

این مکتبی در خراسان این کتاب را نگاشته یا لااقل از برای مردی ملک علی نام که در خراسان بوده است گفته و برای او فرستاده است زیرا خود او گوید:

به خراسان ملک علی که فلک

 ساخت حکمش روان به مُلک و ملک

*  *  *

اگر کلمه‏ ی خراسان را در اول شعر مصحف ندانیم کار ما مشکل می‏شود ــ زیرا درصورتی که این مکتبی همان مکتبی شیرازی باشد که در ۸۹۵ در فارس یا هندوستان می‏گشته، آن وقت در پیدا کردن ملک علی خراسانی که مرتبه ایالت داشته و به قول شاعر (صاحب ولایت و جاه) بوده به زحمت می‏افتیم، زیرا در آن دوره که بحران خاندان تیموریه و آغاز مهاجمات اُزبکان از مشرق و تراکمه و صفویه از مغرب به خراسان است، ملک علی نامی که به قول شاعر: سالها در ولایت کافر، بوده خیبرگشای چون حیدر، و به علاوه شیعه‏ ی مرتضی علی هم باشد، در خراسان وجود ندارد. و از این گذشته (خراسان خان) که نام پسر این (ملک علی) است نامش با سامی مردم خراسان شبیه نیست و با القاب مردم هند و درباریان دهلی کشمیر شبیه است، و قضادر ضمن تاریخ اکبری هم به نام چنین شخصی که از اُمرای سُلطان بهادر گُجراتی است برمی‏خوریم. در تاریخ مزبور ضمن حوادث سنه ۹۴۱ که همایون پادشاه گورکانی به قصد تصرف گجرات لشگر می‏کشد اشاره می‏کند که: «در نواحی (مندسور) میان هراول حضرت جهانبانی ــ بحکه بهادر و میان هراول سلطان بهادر ــ سید علیخان و میرزامقیم که خراسان خان خطاب داشت (یعنی لقب) کارزار پیوست.

هرگاه ما لفظ (خراسان) را در شعر مکتبی را مصحف دانسته و ملک علی و خراسانخان را از اُمرای هندوستان بشماریم، هم از حیث تاریخ حیات مکتبی و هم از آن حیث که ملک علی نامی در خراسان نیست آسوده خواهیم شد چه بین ۸۹۵ که تاریخ ختم لیلی و مجنون است و ۹۴۱ که زمان امارت یا صاحب منصبی (خراسان خان) می‏باشد بیش از چهل و شش سال فاصله نمی‏ماند به علاوه اشکالی که از عدم مسافرت مکتبیبه خراسان هست مرتفع می‏شود.  به نظر می‏آید که مکتبی این کتاب را در سفر هندوستان که خود بدان اشاره کرده برای ملک علی نامی که از اُمرای گجرات بوده و باکفار در حرب و چنگ بوده است ساخته، و از قضا در تاریخ اکبری هم اشاره شده استکه سلطان بهادر (پادشاه و آقای خراسان خان) با کفار هنود در حال محاربه بوده کههمایون شاه بر وی تاخته و او را از گجرات بیرون کرد، در صورتی که اگر ملک علی و پسرش خراسان خان را ساکن خراسان بشماریم شعر (سالها در ولایت کافر بوده خیبرگشای چون حیدر) درست نمی‏ آید زیرا در آن عهد ساکنان خراسان با کفار همسایه نبوده‏ اند که با آنان جنگ کنند…

نکته‏ ی دیگر هم در یکی بودن یا نبودن این دو مکتبی ما را دچار دغدغه می‏کند و آن سبک دو کتاب است ــ در مطالعه‏ ی ساده ‏ی این کتاب و مقایسه‏ ی آن با لیلی و مجنون به خوبی آشکار است که سبک این دو با هم بسی متفاوت است، زیرا لیلی و مجنون سبکی است کاملاً عراقی که کمی هم بوی هندی از آن تا حدی که در آن زمان متداول بوده است استشمام می‏شود. در صورتی که اشعار (کلمات علیه) برخلاف شبیه به سبک سنایی و یا لااقل اوحدی است، و اگر برخی قوافی دال و ذال در آن نمی‏بود می‏توانستیم اشعار مزبور را به شعرای قرن ششم هجری نسبت بدهیم، و حال آنکه این طرز را در لیلی و مجنون نمی‏بینیم، و اشعار لیلی و مجنون کاملاً به شعرای قرن هشتم و نهم شبیه است و تمام لطایف و غنج دلالهای آن دوره و مضمون‏ بندی و نازک‏ کاری‏های عصر جامی و هلالی و اهلی را دربر دارد.

اشعار کتاب حاضر که در زیر دست ماست، به قدری پخته و روان و استادانه و فصیح است که به زحمت می‏توانیم آنها را با سخنان شعرای معاصر مکتبی برابر پنداریم و اگر مکتبی دیگری در قرن ششم یا هفتم در خراسان سراغ می‏داشتیم هر آینه این کتاب را به او منسوب می‏ساختیم. اتفاقا در نسخ حدائق ‏السِحر رشید و طواط هم نامی از (علی نور مکتبی) دیده شد، ولی متأسفانه بعد از طبع نسخه‏ ی اخیر که به اهتمام آقای اقبال آشتیانی از روی نسخه‏ ی خیلی قدیمی برداشته شده بود، علی نور مکتبی مذکور با(علی بوزتکین) نامی تبدیل یافت…

با وجود این اختلاف سبک، تا دلیل ثابتی به دست نیامده ــ این کتاب را از مولانامکتبی شیرازی (شاعر قرن ۸ـ۹) باید دانست که گویا شاعر سعی داشته است که کتاب را ساده و روان درآورد و کمتر پیرامون مضمون‏ بندی و نازک‏ کاری و هنرنمایی‏ های متداول زمان خود بگردد و چون طبعا شاعر فصیح و مقتدر و پخته کار بوده است این لاقیدی او باعث خوبی سبک فصاحت شعر و روانی آن شده و اگر چه در زمان خود شاعر قابل مقایسه با لیلی و مجنونش نبوده، اما امروز شاید هواداران سبک ساده و روان آن را بر لیلی و مجنون او ترجیح دهند.

*  *  *

دوست فاضل ما آقای رشید یاسمی چند سال قبل که نسخه‏ی این کتاب نزد ایشان به ودیعه بود، مقالتی در سال اول مجله‏ ی (آینده) در این باب نگاشتند و در موقع نوشتن این مختصر متأسفانه در دسترس نبود که از آن هم استفاده شود و آقای کوهی کرمانیدر تهیه مقدمه عجله داشتند. طالبان به مجله‏ی مزبور رجوع نمایند.

[۱] –  گرما، حرارت

[۲] –  قبر مکتبى اکنون در یک فرسنگى شیراز مسجد بردى است.

جَلّ مَنْ لایمُوت

آن کسی را بزرگ دان که اجل

نتواند بدو رساند خِلل

آنکه مردم بزرگ خوانندش

گر نمیرد بزرگ دانندش

چه بزرگی در آن حقیر بود

که به دست اجل اسیر بود

آن کسی را بزرگ دان پیوست

که زبردست او نباشد دست

آنکه زو کوته است دست اجل

نیست الا خدای عزّ و جل

 

اطلاعات بیشتر

وزن0.125 kg
ابعاد23 × 16.5 × 0.5 cm
قطع

موضوع

,

تعداد صفحات

80

شابک

978-964-8479-77-5

سال چاپ

نویسنده

,

ناشر

نوبت چاپ

1

ویراستار، مصحح

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “کلمات قصار منظوم علی (ع)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *