صحیفه سجادیه: به انضمام زندگی نامه ی امام سجاد (ع)

15,000 تومان

توضیحات

زندگىنامهى امام زینالعابدین على بن حسین  علیه‌السلام

در تاریخ ولادت امام چهارم شیعیان على بن حسین  علیه‌السلام اختلاف بسیار است ولى بیشترروایت کنندگان ولادت آن حضرت را روز پنج شنبه پنجم شعبان سال ۳۸ هجرى در شهرمدینه منوره نوشته‌اند. پدر بزرگوارش امام حسین سیّدالشهدا  علیه‌السلام در هنگام ولادت امامسجاد  علیه‌السلام ۳۴ سال داشت

مادر آن حضرت شهربانو دختر یزدگرد فرزند شیرویه بن کسرى انوشیروان پادشاه معروفساسانى است .

القاب آن حضرت بسیار است از جمله: سجّاد، سیدالسّاجدین، زین‌الصّالحین،زین‌العابدین، وارث عِلم‌النَبیّین، وصىّ‌الوصیّین، اَلخاضِع، المُتهجّد، الزّاهد، العابِد، البُکاءو… امام سجّاد به مدت دو سال در زمان زندگى جّد بزرگوارش امیرمؤمنان على بن ابىطالب  علیه‌السلام بسر برده و از آن خورشید تابان علم و تقوا و هدایت، انوارى بر وجود مبارکشتابیده است. آن حضرت با دختر عمویش فاطمه (ام عبداللّه‌) دختر امام حسن مجتبى علیه‌السلامازدواج نمود .

مدت امامت على بن حسین  علیه‌السلام از سال ۶۱ هجرى تا سال ۹۵ هجرى بوده است که دردنیاى پر از رنج و درد و کدورت، امامت و پیشوایى شیعیان را بر عهده داشت و پس ازشهادت پدر بزرگوارش در واقعه‌ى تلخ و جانگداز کربلا لحظه‌اى آرامش نداشت و در سن۵۷ سالگى به دستور ولید بن عبدالملک مسموم گردید و در سال ۹۵ هجرى به شهادترسید. در واقع امام سجاد  علیه‌السلام ۳۵ سال پس از شهادت پدر بزرگوارش امام حسین  علیه‌السلامزندگى کردند.

فرو خوردن خشم و غضب:

مى‌گویند شخصى و به قولى یکى از بستگان آن حضرت پیش ایشان آمد و به وى دشنامداد. حضرت آن لحظه در پاسخ به ناسزاى او سخنى نگفت و پس از رفتن او به اصحابفرمود: همه شنیدید چه گفتند؛ مایلم همراه من بیایید به نزد او برویم تا پاسخ مرا همبشنوید. اصحاب عرض کردند: آماده‌ایم، ولى دوست داشتیم همانجا پاسخش رامى‌دادید. در هر حال راه افتادند و حضرت در بین راه این آیه‌ى قرآن را مى‌خواند:

«والکاظمین الغَیظ والعافین عَنِ النّاس واللّه یُحِبُّ المُحسِنین»: خداوند کسانى را که خشم وغضب خود را فرو مى‌برند و از خطاهاى مردم مى‌گذرند، در واقع نیکوکاران را دوست دارد».

همراهان ابتدا تصور دیگرى داشتند ولى یکى از همراهان فهمید که حضرت آتش خشمو غضب خود را خاموش کرده و به قصد تلافى نمى‌رود، بلکه با آن شخص مدارا مى‌کند

هنگامى که به آن شخص  وارد شدند، حضرت فرمود: اى برادر لحظاتى پیش نزد منآمدى و ناسزا گفتى. آیا آنچه را گفتى در وجود من هست؟ اگر چنین است، از خدامى‌خواهم که مرا بیامرزد و اگر چنین نیست، از خداوند مى‌خواهم که تو را بیامرزد. آنشخص از رفتار خوب امام شرمگین شد و روى حضرت را بوسید و گفت:

«اعتراف مى‌کنم آنچه را که گفتم در شما نبود و خودم نسبت به آنچه گفتم سزاوارترم»

رسیدگى به امور فقرا و مستمندان:

امام زین العابدین  علیه‌السلام نیز مانند پدرش امام حسین  علیه‌السلام و جدش امام على  علیه‌السلامشبهاکه مدینه در سیاهى اندوهناکش فرو مى‌رفت و منظره‌ى نخلستانها هم بر اندوه و تاریکىآن مى‌افزود ،ظاهرا شهر به تدریج آرام مى‌شد ولى دلهاى مستمندان وبینوایان آرامشنمى‌گرفت در این هنگام صداى پاى عابرى بگوش مى‌رسید که آراسته به کمال علم ودانش، تقوا و پرهیزگارى و انسان دوستى و محبت و سخاوت بود و کیسه‌هاى آذوقه را درتاریکى بر دوش خود حمل مى‌کرد و به درِ خانه‌هاو کلبه‌هاى نیازمندان، فقیران، یتیمان ومستمندان مى‌برد و به آنها کمک مى‌کرد. آرى او على بن حسین  علیه‌السلام بود که لحظه‌اى
فارغ از غم زیردستان و رنج کشیدگان نبود. او در واقع درس فروتنى و بخشش و از خودگذشتگى و مدارا مى‌داد.روشى بزرگان دین و پیشوایان بزرگ همیشه چنین بوده است.

نظر امام سجاد در مورد حق اللّه و حق نفس:

 حق خدا:

فرمودند حقّ خداى بزرگ بر تو آن است که شریکى براى او قرار ندهى و با نیت پاک و ازروى یقین او را پرستش کن و خداوند عالم را براى کفایت امور جزئى و کلى دنیا و آخرتخود کافى بدانى و ایمان و یقین کامل داشته باشى با این که هرچه دوست بدارى برایتحفظ مى‌فرماید

 حق نفس:

فرمودند حق نفس بر تو این است که نفس را به طاعت و عبادت خدا وادارى ؛ یعنى اعضاو جوارح براى تکامل هستند. براى مثال: زبانت براى بیان حق، گوشت براى شنیدننداى حق، چشمانت براى دیدن آیات خدا، و دست و پایت را براى انجام اعمال نیک درراه خدا بکار برى و شکم و نفس را از حرام و منکرات نگهدارى و از خداى متعال کمک ویارى به‌طلبى که اعضاى بدن تو در کارهاى نیک و پسندیده و براى رضاى خدا انجاموظیفه کنند.

کلمات قصار امام:

وقتى مى‌توان به کسى مسلمان کامل گفت که سخن بیهوده نگوید، خودستایى نکند،شکیبا و بردبار باشد و خوش خو و خوش رفتار باشد.

از دروغ برهیزید خواه بزرگ یا کوچک، شوخى یا جد باشد. کسى که دروغ کوچک بگویدبراى گفتن دروغ بزرگ جسورتر مى‌شود.

بشر وقتى یک پند دهنده‌ى درونى داشته باشد، از خیر و نیکى خارج نمى‌شود و همیشهحساب خود را نگه مى‌دارد و از خدا مى‌ترسد و تقوا و پرهیزگارى پیشه مى‌کند.

از نشانى‌هاى مؤمن آن است که مى‌بخشد به قدر توانایى‌اش، زندگانى زن و فرزندانشرا به اندازه‌ى توانایى‌اش توسعه مى‌بخشد و  نسبت به مردم انصاف دارد و در سلام کردنبه مردم پیشى مى‌گیرد.

بسا مردم مغرورند و غرق عیش و نوشند، مى‌خورند و مى‌آشامند و نمى‌دانند که بهغضب الهى گرفتار مى‌شوند و پایان کارشان آتش دوزخ است.

در نزد پروردگار هیچ چیزى پس از شناسایى نفس، محبوبتر از نگهدارى شکم و شهوترانى نیست.

سه چیز موجب نجات من است: نگهدارى زبان از غیبت و سخن چینى، اشتغال براىذخیره‌ى منافع دنیا و آخرت و گریه‌ى زیاد براى گناهان خویش.

کَرَم و بخشش جز با پرهیزگارى مقبول نیست

عبادت مورد قبول واقع نمى‌شود، مگر به بخشیدن مال

حَسب و نَسب مسلمان به ادب و فروتنى است.

شرف در فروتنى است و ثوت در قناعت کردن

مرد بخشنده خُرسند است به بخشش خویش و مرد پست و لئیم به دارایى و ثروتش.

تا توانى در رازدارى و عیب پوشى مردم بکوش.

کسى که به مردم امان دهد، خدا به او امان مى‌دهد.

خوددارى کنید از اذیّت کردن مردم تا بر بدى‌ها چیره شوید

هر کسى حاجتى از مردم نخواهد، بى نیازى‌اش را آشکار کرده است

آنچه از نعمتهاى خدا را دوست مى‌دارى، به دیگران ببخش.

برتوست که ستم نکنى به کس که جز خدا یار و یاورى ندارد

تعجب مى‌کنم از کسانى که منکر مرگ هستند در حالى که در هر شبانه روز یک بار
مى‌میرند و زنده مى‌شوند (به خواب مى‌روند و سپس بیدار مى‌شوند).

عجب دارم از کسى که کار مى‌کند از براى دنیاى فانى و عملى انجام نمى‌دهد براىجهان پایدار آخرت

برآوردن حاجت برادر مؤمن از دو ماه پى در پى روزه گرفتن و اعتکاف در مسجدالحرام بهتر است.

وقتى بیمار از از مرض نجات مى‌یابد، گناهانش پاک مى‌شود.

بر شما باد که امانت را به صاحبش برگردانید.

من ضامن مى‌شوم نزد خدا بر کسى که حاجت نیازمندى را برآورده نماید، خدا همحاجتش را در همان روز برآورده نماید.

بهترین کلید براى گشایش کارها راستى است و بهترین سرانجامها وفاى به عهد است.

در حدیث است که هُشام بن عبدالملک در حالِ طوافِ کعبه بود هر چه تلاش کرد کهحَجَراَلاسود را اِستلام کند (ببوسد)، به علتِ ازدحام جمعیت میسّر نشد. لذا در جایىنشست و مردم را نظاره مى‌کرد. ناگاه امام زین‌العابدین  علیه‌السلام آمد و مشغول طواف گردید.وقتى به حجرالاسود رسید، مردم به یک طرف رفتند و امام حجرالاسود را بوسید. یکى ازاعیان شام که همراه هشام بود پرسید: این چه کسى بود؟ هشام از ترس این که مبادا اهلشام به وى رغبت نمایند، گفت نمى‌شناسم. ابوفراس مُلقّب به فَرزدق شاعر مشهور عربدر آنجا حاضر بود گفت: من مى‌شناسم و در پاسخ  آن شخص و در مدح امام سجاد  علیه‌السلام،بیست بیت شعر در قالب قصیده سرود.

اطلاعات بیشتر

وزن0.384 kg
موضوع

,

تعداد صفحات

200

شابک

978-964-8479-64-5

قطع

سال چاپ

نوبت چاپ

1

ویراستار، مصحح

نویسنده

ناشر

نقد و بررسی‌ها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “صحیفه سجادیه: به انضمام زندگی نامه ی امام سجاد (ع)”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *